بلاگ کتابک

بازدید :313
چهارشنبه 13 آذر 1398زمان :11:26
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

کتاب «انجمن یوزهای شریف» داستان تلاش چند نوجوان برای حفاظت از آخرین بازمانده‌های یوزپلنگ آسیایی را است. نویسنده اطلاعات علمی درباره یوزپلنگ آسیایی را نیز در لابه‌لای داستان گنجانده است.

در کتاب «انجمن یوزهای شریف» گروهی می‌خواهند جاده‌ای میان منطقه حفاظت شده‌ای که محل زندگی جانوران ارزشمندی مانند یوزپلنگ آسیایی است بسازند. یکی از ماشین‌های کارگاه راه‌سازی با یک یوزپلنگ مادر تصادف می‌کند و برای این‌که به دردسر نیفتند تلاش می‌کنند جانور را سر به نیست کنند. سینا یکی از نوجوانان روستایی که در آن نزدیکی است، به‌طور اتفاقی مکالمه میان دو نفر از مسئولان کارگاه راه‌سازی را می‌شنود و متوجه می‌شود که یک توله هم همراه یوزپلنگ مادر بوده است. مسئولان کارگاه او را تهدید می‌کنند به کسی حرفی نزند. در همان روزها اعضای یک انجمن مردمی به روستا می‌آیند تا با اهالی درباره اهمیت یوزپلنگ آسیایی صحبت کنند و برای دانش‌آموزان مدرسه روستا نیز کلاس آموزشی در این باره برگزار ‌کنند. سینا به همراه دوستانش، فیروز و شریف، گروهی به نام «نینجاهای شریف» دارند. آن‌ها تصمیم می‌گیرند از یوزپلنگ آسیایی حفاظت کنند و برای همین نام انجمن خود را به «انجمن یوزهای شریف» تغییر می‌دهند. البته انگیزه سینا برای حفاظت از یوزها به دست آوردن دل خانم معلمی است که به نظرش شبیه مادرش است. بچه‌ها بالاخره موفق می‌شوند توله یوزپلنگ را پیدا کنند و دست مسئولان کارگاه راه‌سازی را رو کنند. و با پیگیری‌های انجمن مردمی و حمایت مردم، مسیر جایگزینی برای راه روستایی پیدا می‌شود تا دیگر جاده از میان زیستگاه حیات‌وحش نگذرد.

درباره نویسنده و تصویرگر کتاب «انجمن یوزهای شریف»

حمید اباذری اولین کتاب خود برای کودک و نوجوان در سال ۱۳۹۱ منتشر کرده است و کتاب «انجمن یوزهای شریف» یکی از آخرین آثار اوست. نویسنده برای نگارش این کتاب پژوهشی دقیق و کامل انجام داده است.

از سیامک فرخجسته، تصویرگری کتاب «تیستوی سبزانگشتی» برای مخاطبان آشناست. او با مجلات و ناشران نیز برای تصویرسازی و طراحی گرافیک همکاری می‌کند.

گزیده‌هایی از کتاب

صدایی از بیرون خانه می‌آمد. سریع بلند شدم و از اتاق آمدم بیرون. در کهنه حیاط را کمی به سختی روی پاشنه‌اش چرخاندم و از لای در نگاه کردم. شریف و فیروز با کسی حرف می‌زدند. فیروز را درست نمی‌دیدم، اما نیش شریف باز بود و می‌خندید. ناگهان مرد برگشت و نیم‌رخش را دیدم. رییس کارگاه بود! در را بستم و دویدم تو. در اتاق را باز کردم. بچه یوز را گرفتم توی بغلم و زیر پنجره قایم شدم. یعنی شریف رفته بود بهش خبر داده بود؟ خیلی احمق بودم که بهش اعتماد کرده بودم. یعنی فیروز هم باهاش همدست بود؟ حالا چرا این‌جا نشسته بودم و به این چیزها فکر می‌کردم؟ سریع پا شدم و کوله را برداشتم. بچه یوز را گذاشتم توی کوله، اما هر کار کردم زیپش بسته نشد. باید عجله می‌کردم. آمدم توی حیاط. نباید اجازه می‌دادم دست آن مرتیکه جنایتکار به من و بچه یوز برسد. کوله را گذاشتم روی پشتم. پایم را رو شیارها و درزهای سنگ‌های دیوار گذاشتم و بالا رفتم، اما وقتی روی لبه دیوار نشستم، رییس کارگاه من را دید و فریاد کشید: وایسا!



مشاهده پست مشابه : نیکی و هدیه‌ی هیجان‌انگیز تولد
بازدید :388
شنبه 9 آذر 1398زمان :12:05
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

در کتاب «مرگ بالای درخت سیب» روباه پیر و همسرش زیر درخت سیبی روزگار می‌گذرانند آنقدر پیر شده‌اند که دیگر نه کلاغ‌ها نه خرگوش‌ها و نه موش‌ها از آن‌ها حساب نمی‌برند. حالا همه سیب‌ها قبل افتادن طعمه کلاغ‌ها می‌شود و روباه و همسرش باید شانس بیاورند تا شکاری گیرشان بیاید.

تا اینکه یک روز راسوی لاغر و کوچکی اسیر روباه پیر قصه می‌شود و در ازای آزادی‌اش به خواست روباه پیر درخت سیب را جادو می‌کند تا هر پرنده و چرنده‌ای رفت بالایش به آن بچسبد مگر اینکه جناب روباه ببخشاید و بگوید: «بیا» و جادوی درخت سیب را باطل کند.

حالا کلاغ‌ها و گنجشک‌ها و سوسک‌ها و گربه‌ها تا می‌روند بالای درخت به درخت سیب می‌چسبند و آن‌قدر ضجه مویه می‌کنند تا روباه پیر دلش بسوزد و سحرشان را باطل کند.

القصه که نوبت به جناب «مرگ» می‌رسد و روزی که آمده بود روباه را با خود ببرد روباه زیرک آخرین تقاضایش را می‌کند که سیب آخر زندگی‌اش را بخورد. مرگ می‌رود سیب را بچیند و آن بالا ماندگار می‌شود. می‌چسبد به درخت سیب و دچار جادوی درخت سیب می‌شود!

سال‌ها می‌گذرد حالا هیچ صیادی نمی‌تواند روباه را شکار کند و قرار است او همیشه زنده بماند. اول همسرش پیرتر می‌شود و بیمار و می‌میرد. بعد بچه‌ها و نوه‌هایش. در آن حوالی هیچ حیوانی آشنا نیست همه غریبه‌اند و روباه پیر زیرک قصه ما که عمر جاودان یافته تنهای تنها می‌شود تا اینکه …

#مفاهیم_اصلی_داستان:

مرگ/ زندگی بود/نبود فقدان و جای خالی پیری/جوانی جادو فنا پذیری /جاودانی عمر غریبه / آشنا لذت/ رنج انتظار بخشش

#تکنیک‌های_کاربردی

بازیگری انتخابگری خیالپردازی زمان مندی مکان مندی تقسیم و شراکت

یکی از مهم‌ترین مفاهیم هفت‌گانه در حوزه پرورش مهارت‌های شناختی کودکان مفهوم مرگ است. مرگ به عنوان پایان بخش زندگی، مرگ به عنوان مراقب زندگی، مرگ به عنوان منتظر در سایه نشسته همراه زندگی و مرگ به عنوان تقدیر مساوی همه موجودات.

این سوال که: چرا باید مُرد؟ به عنوان قدیمی‌ترین پرسش حیات بشری است که پرسش‌های نابی همچون «چرا و چگونه باید زیست؟» را طرح می‌کند.

در کتاب «مرگ بالای درخت سیب» این پرسش بنیادی در پس این مفهوم مهم طرح می‌شود. فضای قصه با وسط کشیده شدن پای جادو چسبندگی به درخت به عنوان نماد ایستایی که بر زمین نمی‌افتد تلاش می‌کند تا هراس از مرگ مهاجم و نابودگر را در ذهن و ضمیر کودکان کم رنگ نماید.

تصویرپردازی کتاب، تصاویری خسته ولی زنده را مقابل روی مخاطب می‌گذارد. حرکت روی مرز خیال و واقعیت یک تکنیک راهبردی دیگر برای مواجهه نرم ذهن کودک با فضای زنده مفاهیم مرتبط با مرگ است.

لزوم طرح مفهوم مرگ در شش سال نخستین زندگی کودکان و همراهی و تسهیل‌گری آنان برای مواجهه با این مفهوم سبب می‌شود با وسواس زیادی به کتاب‌های این ژانر نگاه کنیم و کتاب فوق از پس این بار بر آمده است.

امتیاز من به کتاب «مرگ بالای درخت سیب»؛ ترجمه و تصویرگری و پردازش ایده چهار ستاره از پنج است.

«مرگ بالای درخت سیب» کتابی است برای آشنایی با فلسفه مرگ توسط روایتی نوین از افسانه‌ای کهن با پرداخت و تصویرسازی هنرمندانه. این کتاب به خصوص می‌تواند به بچه‌هایی که پدربزرگ یا مادربزرگ بیمار و پیر دارند، کمک کند تا فرایند جدایی را با آرامش بپذیرند و ضربه نخورند.

خوشبختانه طی سال‌های اخیر طیف گسترده‌ای از کتاب‌های داستانی کودک به چاپ می‌رسند و این امکان را به وجود می‌آورند تا ما بچه‌ها را با مفاهیم متنوع‌تر و جدی‌تری آشنا کنیم.

«مرگ» هم یکی از این موضوعات است. یادم می‌آید در سال‌های آخر جنگ رمان «برادران شیردل» را می‌خواندم و آنجا که اسکوربیت _اگر اسمش را درست به یاد داشته باشم _می‌مرد، بسیار بر من اثر می‌گذاشت و باعث ناراحتی‌ام می‌شد. بدون این که چیزی از فلسفه چرخه تولد و مرگ یادم بدهد. کتاب «مرگ بالای درخت سیب» اینطور نیست. می‌گذارد تا کودک طعم پیری و ناتوانی روباه را مزمزه کند و خودش مثل روباه به این نتیجه برسد که دیگر وقتش شده، همراه مرگ که شبیه همزادی مهربان تصویر شده برود.

فکر می‌کنم این تصویر حکیمانه از ورود به مرحله دیگر حیات، نه فقط ترسناک نیست بلکه توضیحی معقول به مخاطب می‌دهد.

گاهی والدین می‌پرسند چنین کتاب‌هایی را باید در چه شرایطی خواند؟ من تصور می‌کنم پس از درگذشت یک عزیز، زمان مناسبی نیست چون هجوم احساسات این فرصت و امکان را به کودک نمی‌دهد که مفهوم را درک کند.

هر وقت احساس کردید شرایط آرام و مناسب است، کتاب را بیاورید و حتما با او حرف بزنید. مبادا سوال‌هایی در ذهنش بماند.



مشاهده پست مشابه : وقتی خال‌خالی و راه راه زبان‌شان به‌هم گره خورد
بازدید :275
چهارشنبه 6 آذر 1398زمان :11:35
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

پرداختن به داستان‌هایی با موضوع‌های اجتماعی همیشه یکی از دغدغه‌های بعضی از نویسندگان کودک و نوجوان بوده است. یکی از این نویسندگان هوشنگ مرادی کرمانی است که داستان‌هایش را به زبان طنز می‌نویسد. داستان ته خیار یکی از این داستان هاست .

کتاب «ته خیار» مجموعه داستان کوتاه با درون‌مایه اجتماعی است که به نظر می‌رسد برای مخاطب نوجوان است اما کودکان سال‌های آخر دبستان و بزرگسالان هم می‌توانند بخوانند و ضمن لذت بردن با یک اثر «طنز» خوب آشنا شوند.

داستان «خندان خندان» از کتاب «ته خیار» به شکل غیر مستقیم داستان کلاس‌های روان‌شناسی غیرعلمی و رسانه‌هایی است که مخاطبان را فقط به خنده در برابر مشکلات ترغیب می‌کنند که لحظه‌های شاد و تفکرانگیزی را ایجاد می‌کند.

پسر و دختر جوانی را حکایت می‌کند که با به وجود آمدن هر مشکلی به آن می‌خندند .

داستان «بچه های پرنده» داستان زن و شوهری است که بچه به دنیا می‌آورند (تولید می‌کنند) برای این که به فدراسیون‌های ورزشی بفروشند تا با تربیت آن‌ها مدال بیاورند.

داستان «شکوفه‌های بهاری» از کتاب «ته خیار» نگاه تلخی دارد به مستراح‌های عمومی و نظافت‌چی آن‌ها.

داستان‌های «چشمی از هوای گریه»، «پیشرفت یتیمان» و «نه، من آدم کش نیستم» از داستان‌های جذاب دیگر کتاب «ته خیار» است.

درباره نویسنده کتاب «ته خیار»

هوشنگ مرادی کرمانی یکی از نویسندگان طنزنویس ایران است که تاکنون جوایز متعددی از داخل و خارج از کشور کسب کرده است، در سال ۱۹۹۲ میلادی از طرف شورای کتاب کودک ایران نامزد دریافت جایزه هانس کریستین آندرسن شد و به سبب پرداختن به زندگی کودکان محروم از سوی داوران تشویق شد. تعدادی از کتاب‌های مرادی کرمانی به چند زبان خارجی نیز ترجمه شده است.

از آثار مهم مرادی کرمانی می‌توان به کتاب‌های «قصه های مجید»، «شما که غریبه نیستید»، «خمره» و «بچه‌های قالی باف خانه»، «چلوخورش» و «تنور» اشاره کرد.



مشاهده پست مشابه : حیوانات بیشه (مجموعه کتاب جورچین طبیعت)
بازدید :280
چهارشنبه 29 آبان 1398زمان :12:09
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

کتاب «سالار مگسها» سرگذشت گروهی پسربچه است که بر اثر یک سانحه هوایی در جزیره‌ای متروک، واقع در اقیانوس آرام، بدون سرپرست رها می‌شوند.

پسران شش تا دوازده ساله‌اند و هنوز تصویر روشنی از زندگی اجتماعی ندارند. در آغاز همه‌چیز به خوبی پیش می‌رود. تا این‌که کم‌کم تنها دغدغه پسربچه‌ها رفع نیازهای ابتدایی جسمانی‌شان می‌شود و آن‌ها خیلی زود به زندگی بدوی برمی‌گردند. پسران اجتماعی را شکل می‌دهند که در آن عده‌ای به دیگران زور می‌گویند. به مرور معصومیت کودکانه جای خود را به خشونت و سلطه‌جویی می‌دهد و دوستی و مهربانی از این جمع کودکانه رخت برمی‌بندد. سرانجام هرج و مرج، درگیری و کشمکش‌های بین پسربچه‌ها موجب بروز فاجعه می‌شود و ...

کتاب «سالار مگسها» روایتگر روند شکل‌گیری رفتارهای غیرانسانی و نیز چگونگی تثبیت و توجیه این رفتارهاست. در کتاب «سالار مگسها» مرز اخلاق و بی اخلاقی به قدری باریک است که خواننده به ناگهان با داستانی مواجه می‌شود که پایانی بر بی‌گناهی و آغازی بر تاریکی قلب انسان است.

کتاب «سالار مگسها» هم‌چنین در فهرست منتخب آثار گروه بررسی رمان شورای کتاب کودک نیز قرار گرفته است.

درباره نویسنده کتاب «سالار مگسها»:

سر ویلیام جرالد گُلدینگ (۱۹۱۱ ـ ۱۹۹۳)، نویسنده، شاعر و نمایشنامه‌نویس بریتانیایی، در سال ۱۹۸۳ برنده جایزه نوبل ادبیات شد. کتاب «سالار مگسها» مشهورترین اثر گلدینگ است. گلدینگ در سال ۱۹۸۰ نیز موفق به دریافت جایزه ادبی بوکر شد. با شروع جنگ جهانی دوم ویلیام گلدینگ به نیروی دریایی کشورش پیوست و از نزدیک با چهره واقعی جنگ رو‌به‌رو شد.

گزیده‌هایی از کتاب

رالف در سکوت به او نگاه می‌کرد. لحظه‌ای تصویر افسون شگفت‌انگیزی که روزگاری این سواحل را پوشانده بود از ذهنش گذشت اما اکنون جزیره مثل چوبی خشک در آتش سوخته بود، سیمون مرده بود و جک ... . رالف برای نخستین بار در جزیره خود را به دست غم تکان‌دهنده شدیدی که گویی تاروپود وجودش را می‌فشرد سپرد و صدای گریه‌اش در دود سیاه و در مقابل ویرانه سوزان جزیره بلند شد. بقیه بچه‌ها هم تحت تاثیر احساسات او به گریه افتادند. هق‌هق گریه‌شان بلند بود و بدنشان می‌لرزید. در میان این بچه‌ها رالف با بدنی کثیف، موهایی ژولیده و دماغی پر، به‌خاطر فرجام معصومیت، سیاه‌دلی بشر و سقوط دوست واقعی و عاقل خود، خوکچه، زار زار می‌گریست.



مشاهده پست مشابه : نامی برای ارّه ماهی
بازدید :356
چهارشنبه 29 آبان 1398زمان :12:01
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

کتاب «نامی برای ارّه ماهی» دربردارنده ۲۵ شعر در قالب های گوناگون برای نوجوانان است. در شعرهای این کتاب اندیشه نقشی پررنگ دارد و شاعر کوشیده است دیدگاه تازه‌ای نسبت به پدیده‌های پیرامون خود ارایه دهد.

عناصر طبیعی نیز به کمک شاعر می‌آیند تا اندیشه شاعرانه گسترش پیدا کند. مثلا شاعر در شعری با نام «سیر و سلوک» عناصر گیاهی فراوانی را فرا می‌خواند تا به یاری «فکر شاعرانه» بیایند از کفشدوزک و کرم گرفته تا یاسمین و آفتابگردان: «چشم امیدواری/ باید به یاسمین دوخت/ از آفتابگردان/ سیر و سلوک آموخت»

«با/ در طبیعت زیستن» رنگ و شادی و آزادی به ارمغان می‌آورد، حتی اگر طبیعت در پارک نزدیک محله جلوه‌گر شده باشد: «در پارک/ بازی/ در پارک/شادی/ الاکلنگ و رنگ و آزادی»

شاعر مجموعه «نامی برای ارّه ماهی» صلح‌طلب و جنگ‌ستیز است و اگر شعر «وقتی که من بره بودم» را بخوانیم در می‌یابیم که می‌خواهد مدارا و مهربانی را با ما در میان بگذارد. در شعر «نامی برای ارّه ماهی»، از زبان یک اره ماهی می‌شنویم که از خشونت آدم‌ها در نام‌گذاری پرده برمی‌دارد. این خشونت می‌تواند فراتر از یک موجود دریایی باشد و به گستره اجتماع کشیده شود. اجتماعی که انسان‌ها با کلیشه‌ها و قراردادهای فرسوده زندگی می‌کنند. شاعر از زبان اره ماهی می‌خواهد که «چشم‌های گٌنده» را «یک خٌرده» وا کنیم و با نام‌های دیگری پدیده‌های دور و برمان را صدا کنیم:

«من هیچ شاخه‌ای را

در عمق آب‌ها نبریدم

دنیای آب را

گشتم هزار بار

هرگز نشانی از

الوار و تیر و تخته ندیدم»

می‌گفت ارّه ماهی:

«آن چشم‌های گُنده خود را

یک خُرده وا کنید

از این به بعد هم

لطفا

با نام دیگری

من را صدا کنید.»



مشاهده پست مشابه : شهری که راه افتاد
بازدید :516
چهارشنبه 29 آبان 1398زمان :11:49
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

کتاب «جنگل‌های مانگرو (حرا)» یک کتاب علمی اطلاعاتی درباره اکوسیستم (زیست‌بوم) جنگل‌های مانگرو (حرا) در جنوب ایران است.

کتاب «جنگل‌های مانگرو (حرا)» با ترکیبی از متن و تصاویر واقعی مرتبط، کودکان و نوجوانان را با فواید اکوسیستم جنگل‌های مانگرو (حرا)، پوشش گیاهی و جانوری آن، خطراتی که جنگل‌های مانگرو را تهدید می‌کند، وابستگی زندگی مردم به این جنگل‌ها و تاثیرات متقابل انسان و این جنگل‌ها بر هم می‌پرازد.

در ابتدای کتاب، سرفصل‌های کتاب در فهرست آن ذکر شده است. نام سرفصل‌های کتاب به این شکل است: تعریف جنگل مانگرو، چرا ما به جنگل‌های مانگرو نیاز داریم؟، تهدیدها علیه جنگل‌های مانگرو، اکوسیستم مانگرو در ایران، موقعت جغرافیایی جنگل‌های حرا در ایران، گیاهان زیستگاه‌های حرا، جانوران حرا، زنجیره و شبکه غذایی در جنگل‌های حرا، کالاها و خدمات حرا و تاثیر آن بر زندگی مردم، تاثیر مردم بر جنگل‌های حرا و مناطق مهم در جنگل‌های حرا. در انتهای کتاب صفحاتی به واژه‌نامه توصیفی برای شرح برخی واژه و اصلاحات و همچنین نمایه کتاب اختصاص داده شده است.

کتاب «جنگل‌های مانگرو (حرا)» اولین جلد از مجموعه کتاب «زیست ایران» است. ناشر با این مجموعه کتاب قصد دارد کودکان و نوجوانان ایران با طبیعت ایران بیشتر آشنا کند و آنان را نسبت به سرنوشت زیستگاه‌های طبیعی بالا ببرد.

مولف کتاب، دکتر «اردوان زرندیان» از اعضای هیئت علمی گروه پژوهشی ارزیابی و مخاطرات محیط زیست پژوهشکده محیط‌زیست و توسعه پایدار است.

انتشارات فنی ایران ناشری است که در زمینه انتشار کتاب با موضوعات محیط‌زیستی پرآوازه است. ناشر در صفحه شناسنامه و پشت جلد کتاب «جنگل‌های مانگرو (حرا)» خاطر نشان کرده است که این کتاب با استفاده از کاغذهای تهیه شده از جنگل‌های صنعتی پایدار، چاپ شده است.



مشاهده پست مشابه : شب به خیر، ترنا!
بازدید :605
شنبه 25 آبان 1398زمان :12:21
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

مجموعه‌ کتاب «پسری که دور دنیا را رکاب زد» داستان ماجراجویی‌های پسری به نام تام است که با دوچرخه قاره‌های اروپا، آفریقا، آمریکا و آسیا را رکاب می‌زند و تجربه‌هایش را تعریف می‌کند.

«همه می‌توانند دور دنیا را رکاب بزنند، اما در واقع آدم‌های زیادی این کار را نمی‌کنند. تام انتخاب کرد. این تنها تفاوت او با همه‌ی آن پسرها و دخترهای مدرسه بود. تفاوت بین آن‌هایی که رویای ماجراجویی دارند و آن‌هایی که ماجراجویی می‌کنند... بخشی از متن آغاز کتاب»

داستان کتاب اول مجموعه کتاب «پسری که دور دنیا را رکاب زد» از آن‌جایی آغاز می‌شود که تام دارد خودش را راضی می‌کند معجونی که رییس و اهالی قبیله ماسایی در جلویش گذاشته‌اند را بنوشد. این معجون که برای خوشامدگویی به او داده شده مخلوطی از شیر و خون گاو است که تام سعی می‌کند تصور کند شیر توت فرنگی است تا بتواند آن را سر بکشد و موفق می‌شود. چه‌طور تام سر از آفریقا و محل زندگی ماسایی‌ها درآورده؟ ماجرای سفرش از آن‌جایی آغاز شد که پشت نیمکتش در مدرسه نشسته بود و مثل همیشه به بیرون پنجره خیره شده بود و در رویای یک ماجراجویی تازه سیر می‌کرد. تام بالاخره تصمیم می‌گیرد رویایش را به واقعیت تبدیل کند. تام با دوچرخه از زادگاهش انگلستان حرکت می‌کند، اروپا را به سمت شرق رکاب می‌زند، از خاورمیانه می‌گذرد و و خود را به قاره آفریقا می‌رساند. بعد از شمال شرق آفریقا به سمت جنوب قاره آفریقا می‌رود. تام در طول سفرش نه تنها مکان‌های مختلفی که دیده را توصیف می‌کند، بلکه از آدم‌های مختلف از فرهنگ‌های متنوع تعریف می‌کند که او را در ادامه سفرش یاری داده‌اند.

کتاب‌های دوم و سوم مجموعه کتاب «پسری که دور دنیا را رکاب زد» به ماجراهای سفر تام به قاره‌ امریکا و قاره‌ آسیا می‌پردازد. داستان‌های مجموعه کتاب «پسری که دور دنیا را رکاب زد» بر اساس تجارب واقعی نویسنده‌ کتاب، «الستر هامفریز» است.

درباره نویسنده و تصویرگر مجموعه‌ کتاب «پسری که دور دنیا را رکاب زد»

او ماجراجویی را از دوران مدرسه آغاز کرد و در جوانی با دوچرخه‌اش ۴ سال دور دنیا گشت. او بعد از سال‌ها سفر به جاهای مختلف دنیا، اکنون در یک روستا در انگلستان ساکن شده و تلاش می‌کند مردم را به ماجراجویی تشویق کند. هامفریز در سال ۲۰۱۲ به عنوان یکی از ماجراجویان برتر از سوی مجله نشنال جئوگرافیک انتخاب شد. او خالق ایده‌ «ماجراجویی‌های کوچک» است و مردم را تشویق می‌کند به ماجراجوی‌های کوچکی دست بزنند که برای همه در دسترس است. هامفری وبلاگ‌نویس است و تاکنون ۹ کتاب نوشته است که بیشتر آنان برای بزرگسالان است.

«تام مورگان جونز» تصویرگر کتاب‌های کودکان، مجلات و بازی‌های تخته‌ای است. او نویسنده چند کتاب تصویری نیز بوده است.



مشاهده پست مشابه : آناهید، ملکه‌ ی سایه‌ ها
بازدید :403
شنبه 25 آبان 1398زمان :11:44
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

کتاب «تارا و مرغ دریایی اش» در بارهٔ تارا، پسرک ده سالهٔ بی‌سرپرستی است که در دهکده‌ای ساحلی در کنارهٔ دریای خزر زندگی می‌کند.

تارا یک روز به همراه پدرش برای ماهیگیری به دریا می‌رود و بدو ن او به ساحل برمی‌گردد. او از آن پس از رفتن به دریا وحشت دارد، دیگر قادر به حرف زدن نیست و تنها همدمش یک مرغ دریایی است.

بابامیرجان، بزرگ دهکده، می‌خواهد تارا را برای جشن ماهیگیری به همراه عمو مندل و بچه‌های دهکده به دریا بفرستد، ولی عمو مندل از این کار تن می‌زند و بدون تارا به دریا می‌رود.

تارا سرانجام بر ترسش از دریا چیره می‌شود و همراه مرغ دریایی با قایق کهنهٔ پدرش به آب می‌زند. ناگهان باد و باران به جان دریا می‌افتد و تارا به ساحل برمی‌گردد، اما از عمو مندل و بچه‌ها خبری نیست.

شب هنگام بابامیرجان و مردم دهکده تمام تلاش‌شان را برای نجات گمشده‌های دریا به کار می‌بندند، اما سرانجام این تاراست که با آتش زدن کلبه‌اش، و راهنمایی‌های مرغ دریایی، راه ساحل را به عمومندل و کودکان همراهش نشان می‌دهد.

چاره‌جویی برای یاری رساندن به دیگران، چیرگی بر ترس، و جایگاه کودکان با توانایی‌های ویژه، درونمایه‌های اصلی این کتاب به شمار می‌رود.

تصویرهای خطی کتاب «تارا و مرغ دریایی اش»، از فرهاد جمشیدی است. تصویرهایی که با مهارت طراحی شده و خواننده را با فضای رویدادهای داستان آشنا می‌کند.

کتاب «تارا و مرغ دریایی اش»، کتاب برگزیدهٔ دانش آموزان در جشنوارهٔ «دانایی - توانایی» آموزش و پرورش کشور در سال ۱۳۹۷ است.

کاربردها و فعالیت ها

از مخاطبان کتاب بپرسید اگر آن‌ها جای تارا بودند، در برابر چالش پدید آمده چکار می‌کردند.

از مخاطبان کتاب بخواهید بخشی از کتاب را به نمایش درآورند و پی‌آیند رویداد بعدی را به دلخواه تغییر دهند.



مشاهده پست مشابه : پاندورا و پرنده
بازدید :266
شنبه 25 آبان 1398زمان :11:19
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

کتاب «اشباح جنگل سوخته» سوگ‌نامه‌ای است برای محیط زیست، برای جنگل‌هایی که به دست آدمیان نابود و برای حیوان‌هایی که منقرض شده‌اند.

کتاب «اشباح جنگل سوخته» داستان سیری‌ناپذیری انسان است در ساخت‌وسازهای بی‌رویه و کسب سودهای هنگفت. «اشباح جنگل سوخته» حکایت جهل و نادانی انسان‌هاست که راه را برای سودگران در نابودی منابع طبیعی هموار می‌کند. سوختن درختان جنگل، خشک‌سالی و شکار جغدها و توسل به خرافات (برای توجیه این اتفاقات) نشان می‌دهد که حفاظت از محیط زیست نیازمند آگاهی و دانایی است.

داستان کتاب «اشباح جنگل سوخته» در شهری نزدیک به یک جنگل روی می‌دهد. جنگلی که بخاطر منافع عده‌ای سودجو دچار آتش‌سوزی عمدی شده است. اهالی این روستا به‌قدری با جنگل احساس نزدیکی و دوستی دارند که نام کودکانشان را از نام درختان جنگل وام گرفته‌اند. نام‌هایی چون بلوط، توسکا، افرا، نارون و ...

داستان بر زندگی دختری به نام بلوط متمرکز است. بلوط که مادرش را از دست داده است رابطه عاطفی عمیقی با خانواده عمویش دارد و در اختلاف نظر بین پدر و عمویش (درباره شوم بودن یا نبودن جغدها) دچار سردرگمی می‌شود. به باور پدر بلوط، جنگل در اثر نفرین آتش گرفته و بیماری بلوط هم ناشی از شومی جغدی است که در چشمان بلوط خیره شده است. بلوط ابتدا با پدرش هم‌عقیده بود اما ...

درباره نویسنده کتاب «اشباح جنگل سوخته»:

مهدی رجبی، زاده ۱۳۵۹، در شهرستان خمین به دنیا آمد. او دانش‌آموخته کارشناسی سینما و کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی است. رجبی نویسنده داستان و رمان کودک و نوجوان است و تاکنون برای آثارش جوایز زیادی کسب کرده است. کتاب برگزیده کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، جایزه سپیدار، کتاب شایسته تقدیر شورای کتاب کودک، کتاب برگزیده جشنواره کتاب‌های برتر، کتاب برگزیده کتابخانه بین‌المللی مونیخ آلمان در سال ۲۰۰۹، ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ ازجمله این جوایزند. از آثار او می‌توان به «کنسرو غول» اشاره کرد.



مشاهده پست مشابه : پاندورا و پرنده
بازدید :282
شنبه 25 آبان 1398زمان :10:40
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

کتاب «کودکان ماه» داستان کودکان بیمارستانی است. از کودک مبتلا به سرطان و زلزله‌زده گرفته، تا کودک مجروح جنگ و کودک آسیب‌دیده در آتش‌سوزی مدرسه.

عادل شخصیت اصلی کتاب «کودکان ماه» کودکی است که به بیماری کزاز گرفتار شده و در اتاقی کاملا تاریک در بیمارستان به سر می‌برد تا امکان رشد بیماری از بین برود.

سامان، برادر عادل، ماه و ستاره‌های کاغذی را از سقف اتاق بیمارستان آویزان می‌کند تا عادل از تاریکی نترسد و روزهای دوری از خانه را تاب بیاورد.

دایی سلیم برای عادل یک قطار اسباب‌بازی هدیه می‌آورد. قطاری که عادل دور از چشم پرستاران، دیگر کودکان بیمارستانی را با آن به گردش شبانه در آسمان و چیدن ستاره‌ها می‌برد.

از میان کودکان همراه عادل، رویا، کودک مبتلا به سرطان، و مونس، کودک مجروح جنگی که تکه خمپاره‌ای در سرش دارد، در ماه از قطار پیاده می‌شوند، به سراغ آشنایان‌شان می‌روند و دیگر به زمین برنمی‌گردند. عادل هم که دچار تب و لرز شدیدی است، میل زیادی به پیاده شدن در ماه را دارد، اما به خاطر قولی که برای بازی منچ به برادرش سامان داده، به زمین بر می‌گردد و سرانجام بهبود یافته، به خانه می‌رود.

درباره نویسنده کتاب «کودکان ماه»

جمال الدین اکرمی (متولد ۱۳۳۶) دانش آموخته رشته نقشه برداری و زبان فرانسه، نخستین کتابش را در سال ۱۳۶۸ منتشر کرده است. «آناهید ملکه ی سایه ها»، «روباه دم بریده»، «آرزوهای گمشده مرد کلاه دودی»، «خانم آقای کلاه دودی»، «پسران آفتاب»، «شب به خیر ترنا» از از کتاب‌های دیگر اوست.



مشاهده پست مشابه : پاندورا و پرنده

تعداد صفحات :32

اخبار وبلاگ
درباره ما
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
آرشیو
خبر نامه


معرفی وبلاگ به یک دوست


ایمیل شما :

ایمیل دوست شما :



چت باکس




captcha


پیوندهای روزانه
  • آرشیو لینک ها
آمار سایت
  • کل مطالب : 325
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 9
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 193
  • بازدید کننده امروز : 151
  • باردید دیروز : 124
  • بازدید کننده دیروز : 86
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 1657
  • بازدید ماه : 1207
  • بازدید سال : 18597
  • بازدید کلی : 214691
کدهای اختصاصی