کتاب « شاهزاده شیر و راز گل سرخ » بازآفرینی است از داستان « دیو و دلبر» با حال و هوایی شرقی و ایرانی. نویسنده بر این باور است که در بسیاری از کتابها نوشته شده است که داستان دیو و دلبر برگرفته از افسانههای کشور فرانسه است، اما او با توجه به نقش شیر و باغ و گل سرخ و عشق در آن تردیدی ندارد که این داستان ریشه در افسانههای ایرانی دارد؛ چه از ایران آغاز شده باشد چه نشده باشد.
هر سال، در روز عید قربان، جشن بزرگی در سراسر ایران برگزار میشود. شاه و کسانی که به حکومت وابستهاند در این روز حیوانی را قربانی میکنند. کیومرث، دوست و خدمتکار اوراسمین، شاهزادهی ایرانی، شتر مادهی کوچکی را برای قربانی کردن انتخاب کرده است. هنگامی که آنها شتر را برای قربانی کردن آماده میکنند، متوجه جای زخمی بر کوهان شتر میشوند. جای زخم را با حنا میپوشانند و شتر را برای قربانی شدن آماده میکنند.
با این کار یک پری، اوراسمین را افسون و به یک شیر تبدیل میکند تا در شکارگاه سلطنتی، به دست پدرش کشته شود. اوراسمین برای این که بتواند به کالبد انسانیاش برگردد، باید عشق حقیقی را پیدا کند. کتاب « شاهزاده شیر و راز گل سرخ » داستان این جست وجوست.
کتاب « شاهزاده شیر و راز گل سرخ » مناسب برای گروه سنی بالای ۱۳ سال و بلندخوانی است.
درباره نویسنده کتاب « شاهزاده شیر و راز گل سرخ »
دونا جو ناپلی نویسنده کتابهای کودکان، نوجوانان و کتابهایی در زمینهی زبانشناسی است.
در سال ۱۹۳۷ دکترای زبانهای رومی و دکترای خود را از دانشگاه هاروارد دریافت کرد. او از آن زمان تاکنون کتابها و مقالات متعددی در زبانشناسی نوشته و در دانشگاههای مختلف آمریکا تدریس کردهاست. دونا جو ناپلی اکنون استاد تمام وقت دانشگاه است و در عرصه ادبیات کودک و نوجوان جوایز بسیاری را برده است. از دنا جو ناپلی افزون بر کتاب « شاهزاده شیر و راز گل سرخ » کتابهای « رودخانه تمساح » و « درآمدی بر معنیشناسی » زبان به فارسی ترجمه شدهاند.
گزیدههایی از کتاب
کنار آب زانو میزنم و به آن نگاه میکنم. مردم سرزمین من از پریانی حرف میزنند که میتوانند بدخواه یا خیرخواه باشند. زرتشتیان معتقدند که پریان بدخواه انسانهای بداندیش را تنبیه میکنند و پریان خیرخواه به یاری انسانهای پاک سرشت میشتابند. البته من اعتقادی به باورهای زرتشتی ندارم، اما حتی قرآن هم از جن حرف زده است؛ موجوداتی که به شکل خودشان قابل رویت نیستند و به اشکال دیگر در میآیند. قرآن کلام خداوند یکتاست که جبرائیل از سوی او بر آخرین پیامبر، حضرت محمد (ص) نازل کرده است. اجنه همواره در اطراف ما پرسه میزنند و بسیاری از آنان از موجودات روی زمین حمایت میکنند. از تصویر توی آب پرسیدم: «تو حامی شتر بودی؟»
پاسخ داد: «دیدی که چقدر ناتوان عمل کردم.»
زمزمه میکنم: «متاسفم.»
- تو حیوانی را قربانی کردی که میدانستی زخم خورده است. خط باریک زخمی را که شتر بر کوهان داشت، میبینم. نفسی میکشم و میگویم: «بله. متاسفم.»
- هر که خربزه میخورد، باید پای لرزش هم بنشیند.
به سرعت میگویم: «نه.» در دلم فکر میکنم با کیومرث نه، خواهش میکنم با کیومرث کاری نداشته باش و ادامه میدهم: «کسی که با وجود دیدن جای زخم تصمیم به قربانی کردن شتر گرفت، من بودم. من مسئولم. فقط من.»
لب شتر دوباره بالا میرود و میگوید: «همینطور است. تو با کسی مشورت نکردی. تو شاهزاده ای.»
با سر تائید میکنم و میگویم: «هیچ کس دیگری مقصر نیست.»
-اوراسمین، تو امتحان پس دادی. امتحانی شاهوار، و رد شدی.
درد و هراس وجودم را پر میکند. گفتم: «پس از این، قرآن را با دقت بیشتری میخوانم. تمام آیات را از حفظ میکنم. من...»
- توهیچ چیز سرت نمیشود. اصول دین را یک بار دیگر برای خودت بگو.
- دارم میگویم.
فردا پدرت تو را خواهد کشت. همان طور که تو شتر را کشتی. امروز از دانستن این مطلب عذاب بکش. همان طور عذاب بکش که شتر کشید.
مشاهده پست مشابه : روباهی به نام پکس